تبليغاتX
پایگاه اطلاع رسانی اهل البیت ع ");

iescroller.onmouseover=new Function("iescroller.scrollAmount=0");

iescroller.onmouseout=new Function("iescroller.scrollAmount=2");





پايگاه اطلاع رساني اهل البيت عليه السلام

اللّهم عجّل لوليك الفرج

و العافيه و النصر و جعلنا من انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يدي




Ahlolbayt.Blogfa.Com











ألا إنّ حزب الله هم الغالـــــبون
هشت هشت هشتاد و هشت، میلاد امام هشتم بر شیعیان مبارکباد
پايگاه اطّلاع رساني اهل البيت علیهم السّلام
جنبش حمایت از دکتر احمدي نژاد

جمعه بیست و نهم آذر 1387

تکـرار تب غـديـر خـم

 

تکـرار تب غـديـر خـم

                                   بنگـر رحمـاءُ بينهــم را             تکـرار تب غـديـر خـم را

                                   امروز علي غريب و تنهاست      آماج هجوم اهرمن هاست
                                   او کيست؟گلي زباغ زهرا         پرورده درد و داغ زهرا

                                   او نـور دل بسيجيــان اســت     چون مادر خويش مهربان است
                                   مستــم ز تبســم نمـــازش       لبخند چو غنچه، دل نوازش

                                   چشمانش بوي عشق دارد       مستي ز سبوي عشق دارد
                                   چون فاطمه پشتوانه اوست      تا هستم و هست دارمش دوست

 

                                   براي شادي روح مرحوم آقاسي يک صلوات به ايشان هديه بفرماييد.

منبع:
http://bedanim.parsiblog.com

نوشته شده توسط بنده خدا در 11:12 |  لينک ثابت   • 





چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387

رمی بزرگترین جمره

به نام خداوند درهم کوبنده ی ستمگران

رمی بزرگترین جمره

چه سخت است که لشکر شیطان بحر و بر را پشت سر گذاشته و با چکمه هایش سینه ی شیعیان علی (ع) را لگدمال کند و زمانی که سرها و دست ها را در کربلای حسینی از بدن جدا دید و کشور علوی را به سان مزار آباد شهر بی تپش تصور کرد بزرگترین شیطان زمان، یزید وار پای بر خاک خونین شیعیان عراق نهد و سرمست از پیروزی بدست آمده، گستاخانه در انظار عموم ژست فاتحانه گیرد.

و ناگهان الزّیدی، جوان شیعی که خشم علوی سراپایش را مشتعل ساخته بود بر شیطان اکبر خروشید. آتش خشم او را همه به هنگام پرتاب لنگه کفش دیدند. آموزه های دینی اش چه زیبا جلوه گر شد.

کجا را نشانه روی کرده بود. مرکز وجود ظالم را.

هرکسی این صحنه را دید با تمام وجود او را تحسین کرد.

من به چشم خود همه ی حاجیان پشت به جمره کرده را دیدم که از غبطه و حسرت تا عمق جان مات و مبهوت ایستاده بودند.

بیاد فرمایش آن امام رحیل (ره) افتادم که با صراحت می فرمود: "چه بسا کسانی سالها در راه دیانت قدم زده اند امّا بسیجی شهید یک شبه ره صدساله را پیمود" و مگر نه این است که الزیدی شیعی به سان ابراهیم(ع) بر بت بزرگ شورید و از آتش خشم نمرودیان نهراسید.

زهی جوانمردی و فتوّت که به بوش فهماند "هر بیشه گمان مبر که خالی است، شاید که در او شیر خفته باشد."

آری بیشه ی علوی هرگز از شیران شرزه تهی نیست.

از راه دور دستان مقدّس الزیدی و همه ی جوانمردان شیعی را می بوسیم و به آنان درود می فرستیم.

والسّلام             

 

نوشته شده توسط بنده خدا در 22:0 |  لينک ثابت   • 





چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387

گزيده‌ای از بيانات رهبر معظم انقلاب به مناسبت «عيدالله‌الاكبر»، عيد سعيد غدير خم

    عکسنسخه قابل چاپ

گزيده‌ای از بيانات رهبر معظم انقلاب به مناسبت «عيدالله‌الاكبر»، عيد سعيد غدير خم

26/9/1387

عيدالله‌الاكبر
غدير در آثار اسلامى ما به «عيدالله‌الاكبر»، «يوم العهد المعهود» و «يوم الميثاق المأخوذ» تعبير شده است. اين تعبيرات كه نشان دهنده‌ى تأكيد و اهتمامى خاص به اين روز شريف است، خصوصيتش در مسأله‌ى ولايت است. آن عاملى كه در اسلام ضامن اجراى احكام است، حكومت اسلامى و حاكميت احكام قرآن است، والا اگر آحاد مردم، ايمان و عقيده و عمل شخصى داشته باشند، ليكن حاكميت -چه در مرحله‌ى قانونگذارى و چه در مرحله‌ى اجرا - در دست ديگران باشد، تحقق اسلام در آن جامعه، به انصاف آن ديگران بستگى دارد. اگر آنها افراد بى‌انصافى بودند، مسلمانان همان وضعى را پيدا مى‌كنند كه شما امروز در كوزوو، ديروز در بوسنى و هرزگوين، ديروز و امروز در فلسطين و در جاهاى ديگر شاهدش بوده‌ايد و هستيد - ما هم در ايران مسلمان عريق و عميق خودمان، سالهاى متمادى همين را مشاهده مى‌كرديم - اما چنانچه حكام، قدرى با انصاف باشند، اجازه خواهند داد كه اين مسلمانان به قدر دايره‌ى خانه‌ى خودشان - يا حداكثر ارتباطات محله‌اى - چيزهايى از اسلام را رعايت كنند؛ ولى اسلام نخواهد بود!
بيانات به‌مناسبت عيد سعيد غدير
16/01/1378

اگر تخلف نمى‌شد...
امروز ما و جامعه‌ى بشرى، همچنان در دوران نيازهاى ابتدايى بشرى قرار داريم. در دنيا گرسنگى هست، تبعيض هست - كم هم نيست؛ بلكه گسترده است، به يك جا هم تعلق ندارد؛ بلكه همه جا هست - زورگويى هست، ولايت نابحق انسان‌ها بر انسان‌ها هست؛ همان چيزهايى كه چهار هزار سال پيش، دو هزار سال پيش به شكل‌هاى ديگرى وجود داشته است. امروز هم بشر گرفتار همين چيزهاست و فقط رنگ‌ها عوض شده است. «غدير» شروع آن روندى بود كه مى‌توانست بشر را از اين مرحله خارج كند و به يك مرحله‌ى ديگرى وارد كند. آن وقت نيازهاى لطيف‌تر و برترى، و خواهش‌ها و عشق‌هاى به مراتب بالاترى، چالش اصلى بشر را تشكيل مى‌داد. راه پيشرفت بشر كه بسته نيست! ممكن است هزارها سال يا ميليون‌ها سال ديگر بشريت عمر كند؛ هر چه عمر كند، پيوسته پيشرفت خواهد داشت. منتها امروز پايه‌هاى اصلى خراب است؛ اين پايه‌ها را پيغمبر اسلام بنيانگزارى كرد و براى حفاظت از آن، مسأله‌ى وصايت و نيابت را قرار داد؛ اما تخلف شد. اگر تخلف نمى‌شد، چيز ديگرى پيش مى‌آمد. «غدير» اين است. در طول دوران دويست‌وپنجاه ساله‌ى زندگى ائمه (عليهم‌السلام) - كه عمر دوران ظهور ائمه از بعد از رحلت پيغمبر تا زمان وفات حضرت عسكرى، دويست‌وپنجاه سال است - هر وقت ائمه توانسته‌اند و خودشان را آماده كرده‌اند تا اين‌كه به همان مسيرى كه پيغمبر پيش‌بينى كرده بود، برگردند؛ اما خوب، نشده است ديگر. حالا ماها در اين برهه‌ى از زمان، به ميدان آمده‌ايم و همتى هست به فضل و توفيق الهى و ان‌شاءالله كه به بهترين وجهى ادامه پيدا كند.
ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاه امام صادق(عليه‌السلام)
29/10/1384

 
نوع طرح مسأله، طورى نباشد كه به جدايى مسلمان‌ها بينجامد
مرحوم آقاى مطهرى (رضوان‌الله‌عليه) مقاله‌اى به نام «الغدير و وحدت اسلامى» دارد؛ ايشان در آن، اين مسأله را تبيين مى‌كند كه، طرح مسأله‌ى غدير، چطور مى‌تواند وسيله‌اى باشد براى نزديك كردن دل‌هاى مسلمان‌ها به همديگر. مرحوم علامه‌ى امينى هم عقيده‌ى شيعه را در «الغدير» اثبات كرده است؛ اما كتاب، بيان، لحن، سليقه و شيوه‌ى برخورد او با مسأله، طورى است كه همه‌ى مسلمين را جذب مى‌كند.
شما تقريظهايى را كه مسلمانان مصر، شام و ديگر نقاط دنيا بر كتاب ايشان نوشته‌اند، ببينيد! ما بايد توجه داشته باشيم كه نوع طرح مسأله، طورى نباشد كه به جدايى مسلمان‌ها بينجامد؛ اين خيلى مهم است. الان جمعيت انبوهى از مسلمانان دنيا به مكتب و مذهب ما معتقدند و در دنيا هم آبرومندند. هم جمهورى اسلامى در ايران و هم شيعيان در هر نقطه‌اى كه هستند، مردم آبرومندى هستند و در عراق، لبنان و جاهاى ديگر، مسلمان‌ها به وجود اينها افتخار مى‌كنند. بنابراين بايد مراقب باشيم كه مسأله را طورى طرح كنيم كه هم‌عقيده‌هاى خودمان ناراحت نشوند. البته بايد عقيده‌ى خودمان را بيان و آن را تثبيت كنيم؛ اما اشتباهات و خطاها را هم برطرف كنيم.
14/09/1384

مسأله‌ى غدير ورود نبى مكرم اسلام در امر مديريت جامعه است
 
مسأله‌ى غدير و تعيين اميرالمؤمنين (عليه‌الصلاةوالسلام) به عنوان ولى‌امر امت اسلامى از سوى پيامبر مكرم اسلام (صلى‌الله‌عليه‌واله‌وسلم) يك حادثه‌ى بسيار بزرگ و پرمعناست؛ در حقيقت دخالت نبى مكرم در امر مديريت جامعه است. معناى اين حركت كه در روز هجدهم ذى‌الحجه سال دهم هجرت اتفاق افتاد، اين است كه اسلام به مسأله‌ى مديريت جامعه به چشم اهميت نگاه مى‌كند.
اين‌طور نيست كه امر مديريت در نظام اسلامى و جامعه‌ى اسلامى، رها و بى‌اعتنا باشد. علت هم اين است كه مديريت يك جامعه، جزو اثرگذارترين مسائل جامعه است. تعيين اميرالمؤمنين هم - كه مظهر تقوا و علم و شجاعت و فداكارى و عدل در ميان صحابه‌ى پيغمبر است - ابعاد اين مديريت را روشن مى‌كند. معلوم مى‌شود آنچه از نظر اسلام در باب مديريت جامعه اهميت دارد، اينهاست. كسانى كه اميرالمؤمنين را به جانشينى بلافصل هم قبول ندارند، در علم و زهد و تقوا و شجاعت آن بزرگوار و در فداكارى او براى حق و عدل، ترديد ندارند؛ اين مورد اتفاق همه‌ى مسلمين و همه‌ى كسانى است كه اميرالمؤمنين (عليه‌الصلاةوالسلام) را مى‌شناسند. اين نشان مى‌دهد كه جامعه‌ى اسلامى از نظر اسلام و پيغمبر، چه نوع مديريت و زمامدارى و حكومتى را بايد به عنوان هدف مطلوب دنبال كند.
ديدار مردم پاكدشت، در سالروز عيد سعيد غدير
10/11/1383

عيد غدير، سنت ملى ماست

عيد غدير هم سنت ملى ماست؛ چون ملت ما داراى اين عقيده و اين محتوا و اين هويت در ذهن خودش هست. يكى از كارهاى دشمنان اين است كه ملتها را از هويت خالى كنند. البته اين قضيه، داستان مفصلى است و با دو كلمه، نه مى‌شود ابعادش را نشان داد و نه مى‌شود خطرش را آن‌چنان كه هست، گوشزد كرد. شما در محيط دانشجويى با اين سياست كلى كه شناخته و ناشناخته و پيدا و پنهان وجود دارد، بايد مبارزه كنيد و مبانى ارزشى را - مبانى‌اى كه حقيقتا تشكيل‌دهنده‌ى هويت ملت ايران است و مى‌تواند آنها را پيش ببرد و صاحب همه چيز كند - حفظ كنيد.
08/02/1382

كليك كنيد

او عادل‌ترين شما در بين مردم است!

نبى‌اكرم در بيان صفات اميرالمؤمنين مى‌فرمايد: «اعدلكم فى الرعية»، او عادل‌ترين شما در بين مردم است. هم عدالت درونى و معنوى و فردى اميرالمؤمنين مراد است و هم عدالت رفتارى و عدالت اجتماعى او. اينها چيزهايى است كه در زبان به آسانى مى‌شود بيان كرد، اما در تحقق و تبلور در عمل است كه انسان به عظمت اين حقيقت و كسانى كه تجسم اين حقيقت بوده‌اند، پى مى‌برد. عدالت به معناى واقعى كلمه در وجود اميرالمؤمنين، در رفتار او، در تقواى او و در توجه او حضور دارد. در رفتار بيرونى او هم عدالت تجسم پيدا مى‌كند. امروز بعد از گذشت قرنها، اگر بخواهيم عدالت را تعريف كنيم و آن را در ضمن مثال و نمونه بيان كنيم، هيچ مثالى رساتر و گوياتر از رفتار اميرالمؤمنين عليه‌السّلام نمى‌توانيم پيدا كنيم. اين است كه نبى‌اكرم او را به امر پروردگار و با نصب الهى به مردم معرفى و به مقام ولايت منصوب مى‌كند. اين يك حقيقت اسلامى است. اين كجا و اين‌كه كسى معتقد باشد كه هر ظالمى با هر شيوه و رفتار بازيگرانه‌اى توانست زمام قدرت را در دست بگيرد، مردم بايد از او اطاعت كنند، كجا؟! اين اسلام است يا آن؟!

لذا مسأله‌ى غدير با اين مضمون والا متعلق به همه‌ى مسلمانهاست، چون به معناى حاكميت عدل، حاكميت فضيلت و حاكميت ولايت‌اللَّه است. اگر ما هم بخواهيم حقيقتاً از متمسكين به ولايت اميرالمؤمنين باشيم، بايد خودمان و محيط زندگيمان را به عدل نزديك كنيم. بزرگ‌ترين نمونه اين است كه هرچه بتوانيم، استقرار عدل كنيم. چون دامنه‌ى عدالت نامحدود است. هرچه بتوانيم عدل را در جامعه بيشتر مستقر كنيم، شباهت ما به اميرالمؤمنين و تمسك ما به ولايت آن بزرگوار بيشتر خواهد شد.
بيانات در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام به مناسبت عيد غدير خم
01/12/1381

انقلاب اسلامی ايران
شايد اكثر آن كسانى هم كه در ماجراى بيعت اميرالمؤمنين عليه‌الصلاةوالسلام، گرد آن بزرگوار را گرفتند و با او بيعت كردند و پاى فشردند و فداكارى نمودند، واقعه‌ى غدير و به طريق اولى ظهور اسلام و جنگهاى اميرالمؤمنين را نديده بودند. اما اسلام و هدايت و نور آن فقط براى كسانى نيست كه در آن وقت حضور داشتند، بلكه براى همه و براى هميشه است: «و اخرين منهم لما يلحقوا بهم». انقلاب اسلامى شروع يك راه پرافتخار و سعادت‌بخش بود. همه‌ى كسانى كه از بى‌عدالتى رنج برده‌اند و تشنه‌ى عدالتند، اين پديده را به جان دوست دارند و براى آن تلاش مى‌كنند. همه‌ى كسانى كه سنگينى و فشار نظام ديكتاتورى و اختناق و زورگويى و قدرت فردى را احساس كرده يا درباره‌ى آن فكر كرده‌اند، از انقلاب اسلامى، از حركت ملت مسلمان و از مبارزه‌ى فراگير اين ملت استقبال كرده‌اند و مى‌كنند. مخصوص امروز نيست، در آينده هم همين‌طور خواهد بود.
بيانات در ديدار مردم قم
19/10/1381

وجود چنين كسى در رأس جامعه، اوج مطلوب همه‌ى رسالت‌هاست
اميرالمؤمنين عليه‌الصلاةوالسلام در مقابله با خطرها آن‌چنان شجاعانه عمل مى‌كند كه مى‌گويد كسى نمى‌توانست با فتنه‌اى كه من چشم آن را درآوردم - منظور، فتنه‌ى خوارج است - يا فتنه‌ى ناكثين درافتد. آن معنويت و دين و اخلاق و فضيلت از يك طرف، آن بينش عميق و شجاعت و فداكارى و عواطف رقيق انسانى در كنار صلابت و استحكام معنوى و روحى از طرف ديگر؛ همه‌ى اينها ناشى از عصمت است؛ چون خداى متعال او را به مقام عصمت برگزيده است و گناه و اشتباه در كار او وجود ندارد. اگر چنين كسى در رأس جامعه باشد، اوج مطلوب همه‌ى رسالتهاست. اين معناى غدير است. در غدير، چنين كارى اتفاق افتاد.
اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت على‌بن‌موسى‌الرضا عليه‌السلام در روز عيد سعيد غدير خم
12/12/1380

بشريت، حكومت پنج‌ساله‌ی اميرالمومنين را هرگز فراموش نخواهد كرد
امامت، يعنى همان اوج معناى مطلوب اداره‌ى جامعه در مقابل انواع و اقسام مديريتهاى جامعه كه از ضعفها و شهوات و نخوت و فزون‌طلبى انسانى سرچشمه مى‌گيرد. اسلام شيوه و نسخه‌ى امامت را به بشريت ارائه مى‌كند؛ يعنى اين‌كه يك انسان، هم دلش از فيض هدايت الهى سرشار و لبريز باشد، هم معارف دين را بشناسد و بفهمد - يعنى راه را درست تشخيص دهد - هم داراى قدرت عملكرد باشد - كه «يا يحيى خذ الكتاب بقوة» - هم جان و خواست و زندگى شخصى برايش حائز اهميت نباشد؛ اما جان و زندگى و سعادت انسانها براى او همه چيز باشد؛ كه اميرالمؤمنين در كمتر از پنج سال حكومت خود، اين را در عمل نشان داد. شما مى‌بينيد كه مدت كوتاه كمتر از پنج سال حكومت اميرالمؤمنين، به عنوان يك نمونه و الگو و چيزى كه بشريت آن را هرگز فراموش نخواهد كرد، در طول قرنها همچنان مى‌درخشد و باقى مانده است. اين نتيجه‌ى درس و معنا و تفسير واقعه‌ى غدير است.
بيانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت على‌بن‌موسى‌الرضا عليه‌السلام در روز عيد سعيد غدير خم
12/12/1380
 
كتاب الغدير
همين كتاب الغدير هم به‌نظر من مهجور است. من به دوستانمان سفارش كردم الغدير را كه در آن صدها كتاب است - يعنى ايشان درباره‌ى موضوعات مختلف، مطالبى دارد. گاهى صد صفحه، هشتاد صفحه درباره‌ى يك شخص، يك مطلب، يا يك حديث، مطلب دارد و يك نفر بايد اينها را از اوّلِ الغدير بخواند، تا به مطلب مورد نظر برسد و از آن استفاده كند. حالا كو آن آدمى كه حوصله كند، يازده جلد كتاب الغدير را بخواند و اين‌گونه مطالب را بيرون بكشد؟! - مورد بررسى دقيق قرار دهند و موضوعات مختلف را دانه دانه بيرون بكشند؛ هر كدامشان يك كتاب، يا يك جزوه است. الغدير هم - آن كاخ عظيمى كه مرحوم امينى ساخته - به جاى خود محفوظ؛ اين كتابها هم دانه دانه بيايد و اقطار عالم را پر كند. يعنى الغدير به صورت يك مجموعه، وجود داشته باشد، يك جا هم جزوه، جزوه وجود داشته باشد.
بيانات در ديدار اعضاى ستاد فرهنگى غدير
نوشته شده توسط بنده خدا در 21:16 |  لينک ثابت   • 





یکشنبه هفدهم آذر 1387

عرفه در شعر فارسي

يكي از باشكوه‌ترين اعمال حج وقوف در عرفه است. حاجيان بايد از ظهر روز نهم ذي الحجه تا غروب آفتاب همين روز در اين صحرا توقف كنند.
حاجي قبل از رسيدن به عرفات بايد احرام ببندد و مستحب است اين عمل در روز هشتم ذي الحجه كه روز ترويه نام دارد انجام گيرد.

           


مولوي در غزلي از غزليات شمس با مطلع زير: 

                                   اي خان و مان بمانده و از شهر خود جدا
                                   شاد آمديت از سفرخانه‌ي خدا

هشداري دهد كه در روز ترويه خطبه‌ي بليغ را بشنو و سپس به طرف عرفات برو و دعوت كن و صدا بزن
تا روز ترويه شنو خطبه‌ي بليغ و آنگه به جانب عرفات آي در صلا


محيي لاري هم عرفات را اين گونه توصيف كرده است: 


                                   آن جبلي كش عرفات است نام
                                   هست فروتر زجبل ها تمام 
                                   پر بود از رحمت حق دامنش
                                   انس و ملك جمع به پيرامنش 
                                   سايه‌ي آن در عرفات جنان
                                   مي‌دهد از ظل الهي نشان 
                                   گرچه به صورت زجنان اصغر است 
                                   ليك به معنا ز همه برتر است
                                   چون حجب واحد حي غفور 
                                   آمده هفتاد چه ظلمت چه نور
                                   و آن همه اسباب و حجابي زوي
                                   جز به رياضت نتوان كرد طي
خاقاني در تحفه العراقين عرفات را اين گونه توصيف كرده است:

آن گاه كه دلت را از علايق دور كني راه عرفات را مي پيمايي و به پناهگاهي راه پيدا مي‌كني كه ركن اعلي است و هدف اصلي مردان خداست سرزميني كه مانند كاخ پادشاه است و كساني مي‌توانند به اين سرزمين راه يابند كه سعادت داشته باشند.
                                    ز آن جا كه عنان دل بپيچي
                                    راه عرفات را بسيجي 
                                    آيي به پناهگاه بشري
                                    دشت عرفات و ركن اعلي
                                    آن مقصد عزم ره نوردان
                                    آن غايت كار نيك مردان
                                    دهليز سراچه‌ي الهي 
                                    دهليز چه صدر پادشاهي! 
                                    در مانگه راندگان برونش
                                    دولتگه خواندگان درونش 
                                    بيرون و درونش هست ماناك
                                    دامان اثير وجيب افلاك
                                    زين سو همه حيرت آور بر
                                    زآن سو به جوار حق كشد سر
                                    اين دار خلاف و دير خذلان 
                                    آن شط امان و خط ايمان
                                    خلق دو سراي حاضر آن جا 
                                    ميعاد و معاد ظاهر آن جا


شاعري ديگر ممدوح خود را به كعبه تشبيه كرده و سرزمين خوارزم را به عرفات


                                    تو كعبه‌ي جلالي و ارباب شرع را
                                    خوارزم و آب او عرفات است و زمزم است
                                    رشيد الدين وطواط


و شاعر ديگري معتقد است كه هر جا ذكر معشوق شود سرزمين عرفات است

 
                                    تو كعبه‌ي آمالي و زقافله‌ي شكر
                                    هر جا كه رود ذكر تو گويي عرفات است
                                                                                           انوري


شاعري ديگر كه معني واقعي عرفات را مي‌داند خود را سرزنش مي‌كند و مي‌گويد

من كه وابستگي به دنيا دارم و روزگارم را به بطالت گذرانده و به عبادت خدا نپرداخته ام چگونه مي توانم به عرفات بروم
                                     كي سبكبار كنم سعي و طواف
                                     من كه جمال حطام و حطبم
                                     كي به ذي حجه روم زي عرفات
                                     من كه نشناخته طي شد رجبم
                                                                               محمد شجاعي


برخي از شعرا به عرفات و وابسته‌هاي كعبه و حرم سوگند ياد كرده‌اند. مثلاً رشيدالدين وطواط چنين سروده: 
                                     به موقف عرفات و به مجمع عرصات
                                     به حشر و نشر و بقا و لقا و حور و قصور
                                     به قدس و كعبه و جودي و يثرب و عرفات
                                     به حق زمزم و ركن و مقام و مسجد نور 

بد نيست نمونه‌ي ديگر را هم بخوانيد:
                                    به ذات ايزد و توحيد او و حرمت او
                                    به حق كعبه و آن كس كه كرد كعبه بنا 
                                    به زمزم و عرفات و حطيم و ركن و مقام
                                    به عمره و حجر و مروه و صفا و منا
                                                                                  اديب صابر


                                     اي به مهر تو آسمان دربند
                                     ياد من كن چو مي‌دهم سوگند
                                     به نماز شب و قيام و قعود
                                     به دعاي پر و ركوع و سجود
                                     به صفا و به مروه و عرفات
                                     به مه و مهر و فرش و كرسي و ذات
                                     كه مكن زآن در اوحدي را دور
                                     يارمنديش كن زعالم نور
                                                                      اوحدي مراغه‌اي


خيام معتقد است اگر مي‌خواهي به كعبه روي، اول خدا را بخواه و او را بشناس و سپس به كعبه و عرفات برو
                                     به راه حج شتابي مال صرف كن
                                     زراه دور تا برآوري حاجات 
                                     نخست قاضي حاجات را طلب پس حج
                                     نخست معرفت نفس جوي پس عرفات 

خاقاني در بيتي معتقد است حضرت جبرئيل در عرفات خطبه خوان است و جبل الرحمه منير اوست
                                     جبرئيل خاطب عرفات است روز حج
                                     از صبح تيغ و از جبل الرحمه منبرش


حضرت امام محمد باقر (ع) فرموده‌اند

                                    در روز عرفه هيچ سائلي رانده نمي‌شود.

امام سجاد در روز عرفه ديد كسي دست گدايي به سوي ديگران دراز كرده، به او فرمود:

                                    واي به تو آيا در چنين روزي از غير خدا طلب مي‌كني؟

محيي لاري نيز داستاني از حضرت علي (ع) را كه در روز عرفه كسي گدايي مي‌كرد و حضرت او را سرزنش كرد به نظم درآورده است چند بيتي از آن منظومه نقل مي‌شود:

                                    شير خدا كان سخا، بحر جود
                                    قطب زمين اختر برج وجود
                                    روز چنين بود كه شد در غضب
                                    چون كه از او كرد گدايي طلب
                                    در عرفات و طلب از غير دوست
                                    كوري بخت است و سياهي روست

 
ناصر خسرو به ممدوح خودش مي‌گويد

چون تو در عرفات ايستاده‌اي و مورد احترام قرار گرفته‌اي، خودت را منكر شده و فراموش كرده‌اي و خدا را شناخته‌اي.
                                    آمده سوي مكه از عرفات 
                                    زده لبيك عمره از تنعيم
                                    گفت ني گفتمش چو در عرفات
                                    ايستادي و يافتي تقديم
                                    عارف حق شدي و منكر خويش
                                    به تو از معرفت رسيد نسيم


اوحدي نيز معتقد است چون من بر عرفات او وقوف يافتم كسي نمي‌تواند در حضور من ادعاي « من عرف» كند
                                  بر عرفات حضرتش من چو وقوف يافتم
                                  كيست كه در حضور من دعوي « من عرف» كند
                                  و كمال خجندي عرفات عشق بازان را سركوي يار مي‌داند
                                  عرفات عشق بازان سر كوي يار باشد
                                  به طواف كعبه زين در نروم كه عار باشد

 
جامي هم معتقد است كسي مي تواند به خدا آگاهي پيدا كند كه در عرفات حاضر شود

                                  تا نشود در عرفاتت وقوف
                                  كي شود از راه نجابت وقوف 


اين بحث را با آوردن يك مثنوي در توصيف عرفات به پايان مي‌بريم:                                   

                                  اين عرفات است فراغت كجاست
                                  هر كسي امروز به خود مبتلاست 
                                  دامنش از خيل شتر فوج فوج
                                  گشته چو دريا كه درآيد به موج
                                  كوه چنان، دشت چنين زد به راه
                                  راه روان بر شده با صبحگاه 
                                  دست دعايي است كه بر آسمان 
                                  داشته هر سوي زمين و زمان
                                  نعره‌ي يا رب به فلك برگذشت
                                  اشك روان آمد و از سرگذشت
                                  از نم درياي كرم كوه كوه
                                  فيض خدا ريخته بر آن گروه


يادداشت ها
1ـ حج در آئينه شعر فارسي، محمد شجاعي ص 317
2ـ فتوح الحرمين، محيي لاري ص 64
3ـ حج در آئينه شعر فارسي ص 322
4ـ همان، ص 323
5ـ همان، ص 321
منابع ديگر
1ـ تحفه العراقين، خاقاني، تصحيح دكتر يحيي قريب
2ـ ديوان كمال خجندي، تصحيح عزيز دولت آبادي
3ـ ديوان خاقاني، تصحيح دكتر ضياءالدين سجادي

منبع:http://www.aqrazavi.org/index.php?module=pagesetter&func=viewpub&tid=21&pid=2168

نوشته شده توسط بنده خدا در 23:58 |  لينک ثابت   • 





یکشنبه هفدهم آذر 1387

اعمال روز عرفه

 روز نهم ذي‌الحجه روز عرفه و از اعياد عظيمه است، هرچند به اسم عيد ناميده نشده و روزي است که حق تعالي بندگان خويش را به عبادت و طاعت خود خوانده و مؤيد جود و احسان خود را براي ايشان گسترانيده و شيطان در اين روز خوار و حقيرتر و رانده‌تر و در خشمناکترين اوقات خواهد بود.

روايت شده که حضرت امام زين‌العابدين ـ عليه‌السلام ـ شنيد در روز عرفه صداي سائلي را که از مردم سؤال مي‌نمود. فرمود: واي بر تو. آيا از غير خدا سؤال مي‌کني در اين روز و حال آن‌که اميد مي‌رود در اين روز براي بچّه‌هاي در شکم آن‌که فضل خدا شامل آنها شود و سعيد شوند و از براي اين روز اعمال چند است:

اول: غسل
دوّم: زيارت امام حسين ـ عليه‌السلام ـ که مقابل هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بلکه بالاتر است و احاديث در کثرت فضيلت زيارت آن حضرت در اين روز متواتر است و اگر کسي توفيق يابد که در اين روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد، ثوابش کمتر از کسي که در عرفات باشد نيست، بلکه زياده و مقدّم است.
 
سوم: پس از نماز عصر، پيش از آن‌که مشغول به خواندن دعاهاي عرفه شود دو رکعت نماز بجا آورد در زير آسمان و اعتراف و اقرار کند نزد حق تعالي به گناهان خود تا فايز شود به ثواب عرفات و گناهانش آمرزيده شود پس مشغول شود به اعمال و ادعيه عرفه که از حُجَج طاهره ـ صلوات اللّه عليهم ـ روايت شده و آنها زياده از آن است که در اين مختصر ذکر شود.

شيخ کفعمي در مصباح فرموده: «مستحب است روزه روز عرفه براي کسي که ضعف پيدا نکند از دعا خواندن و مستحب است غسل پيش از زوال و زيارت امام حسين ـ عليه‌السلام ـ در روز و شب عرفه و چون وقت زوال شد، زير آسمان رود و نماز ظهر و عصر را با رکوع و سجود نيکو به جاي آورد و چون فارغ شود دو رکعت نماز کند در رکعت اوّل بعد از حمد توحيد و در دوم پس از حمد قُل يا اَيهَا الْکافِروُنَ بخواند. پس از آن چهار رکعت نماز گزارد در هر رکعت پس از حمد توحيد پنجاه مرتبه بخواند.»

اين نماز همان نماز حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه‌السلام ـ است.

منبع: مفاتيح الجنان

منبع:http://www.tabnak.ir/pages/?cid=3540

نوشته شده توسط بنده خدا در 23:22 |  لينک ثابت   • 





یکشنبه هفدهم آذر 1387

دعای عرفه

 

دعای عرفه

نوشته شده توسط بنده خدا در 23:15 |  لينک ثابت   •